واکاوی «مشروعیت دوگانۀ» فقهی- حقوقی بین‌المللی سازوکارهای دیپلماسی صلح سازمان ملل متحد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی (دانشگاه تهران)، قم، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی (دانشگاه تهران)، قم، ایران.

10.22081/psq.2026.73794.3086

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تبیین امکان تحقق «مشروعیت دوگانه» در سازوکارهای دیپلماسی صلح سازمان ملل متحد که به معنای مشروعیت همزمان سازوکارهای دیپلماسی صلح از منظر فقه و حقوق بین‌الملل است و موجب کارآمدی سازوکارهای دیپلماسی صلح در کشورهای اسلامی است، سازوکارهای دیپلماسی صلح در هر دو نظام فقهی و حقوقیِ بین‌المللی را واکاوی می‌کند و با بازتعریف مفهوم مشروعیت و ارائه‌ برداشتی جامع‌تر از مشروعیت سنتی با تطبیق اصول و چارچوب‌های نظام فقهی و مقایسۀ آنها با نظام حقوقی بین‌المللی، به ارائه یک الگوی جدید مشروعیت با عنوان «نظریۀ مشروعیت دوگانه» می‌انجامد. این پژوهش با اتخاذ روش «تحلیل محتوای تطبیقی-استنباطی» به بررسی رابطه میان قواعد فقهی صلح و اصول و سازوکارهای دیپلماسی صلح از منظر حقوق بین‌الملل می‌پردازد. نخست با روش تحلیل محتوا، متون بنیادین فقهی (شامل قرآن، سنت، اجماع و عقل) و اسناد کلیدی حقوق بین‌الملل (مانند منشور سازمان ملل متحد، معاهدات اصلی و رویۀ قضایی بین‌المللی) بررسی دقیق شده‌اند تا قواعد و اصول مرتبط با مفهوم صلح به صورت جداگانه استخراج و تبیین گردند. متعاقب آن با کاربست رویکرد استنباطی، مبانی، اهداف، شروط و موانع این قواعد در هر دو نظام حقوقی به صورت عمیق استنباط و تحلیل می‌شوند. در‌نهایت از طریق تحلیل تطبیقی، این قواعد و اصول در چارچوب «نظریۀ مشروعیت دوگانه» مقایسه می‌شود و نقاط هم‌گرایی و واگرایی آنها مشخص می‌گردد. این پژوهش، در مسیر کشف پاسخ به پرسش‌‌های خود، با بررسی نظریۀ مشروعیت دوگانه در دیپلماسی صلح سازمان ملل متّحد، به نتایج مهم ذیل دست یافته است:
- چارچوب نظری مفهوم «مشروعیت دوگانه» بر مقبولیت و اعتبار سازوکارهای دیپلماسی صلح در دو حوزۀ کاملاً متمایز فقهی و حقوقی بین‌المللی تأکید دارد و از دو مؤلفه‌ اساسی تشکیل می‌شود: نخست، مشروعیت حقوقی بین‌المللی که بر پایۀ منشور سازمان ملل متحد، معاهدات بین‌المللی و اصول بنیادین حقوق بشر و دوم، مشروعیت فقهی که بر اصول دینی، فتاوای فقیهان و مقاصد شریعت استوار است؛ همچنین مستلزم رعایت شرایطی مانند شفافیت مفاهیم، انطباق محتوایی و فرایند پذیرش است.
- نقاط تقاطع و هم‌گرایی میان اصول و قواعد کلی فقه اسلامی و حقوق بین‌الملل در حوزۀ صلح که نظریۀ مشروعیت دوگانه را تقویت می‌کنند عبارت‌اند از: تأکید هر دو نظام بر حفظ جان و کرامت انسانی، عدالت و انصاف و احترام به باورها و حقوق دینی به‌ عنوان اصول محوری.
اصول و قواعد حاکم بر سازوکارهای دیپلماسی صلح از منظر نظام فقهی تبیین گردید و اصول متناظر هر کدام از آنها از منظر حقوق بین‌الملل در ادامه تببین و تطبیق گردید و ضمن حصول نتایج ذیل که به‌اختصار ارائه می‌گردد، «نظریه مشروعیت دوگانه» اثبات گردید:
الف) مقاصد شریعت در سه حوزۀ «ضروریات»، «حاجیات» و «تحسینات» با مقاصد سازوکارهای اصلی دیپلماسی صلح، یعنی «پایان خشونت»، «عدالت و پاسخ‌گویی» و «حفظ حقوق بشر» کاملاً منطبق است.
ب) آیات دال بر صلح، مبنایی برای مشروعیت روابط دیپلماتیک، معاهدات صلح و همکاری‌های بین‌المللی با دولت‌های غیرمسلمانِ غیرمعاند فراهم می‌آورد که با «اصل عدم تجاوز» در بند 4 مادۀ 2 منشور ملل متحد مطابقت دارد؛
ج) اصل «الصّلحُ خیر» که از تعبیر قرآنی «وَالصُّلْحُ خَیرٌ» استنباط می‌‌شود، با اطلاق مفهومی و از منظر اصولی حملِ «خیر» بر «صلح»، بر مطلوبیت ذاتی آن دلالت دارد و نشانِ‌ رجحان صلح در برابر نزاع و خصومت در هر زمینه‌ای است که مصالح دوطرف را تأمین کند و مبنایی برای استنباط رجحان صلح در تعاملات سیاسی و بین‌المللی نیز باشد. با دیپلماسی پیشگیرانه که به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک برای جلوگیری از شکل‌گیری اختلاف یا تبدیل آن به درگیری مسلحانه است و در مادۀ ۳۳ فصل ششم منشور ریشه دارد، انطباق محتوایی بسیار بالایی دارد؛
د) قواعد فقهی «لاضرر» و «اضطرار» با دیپلماسی قهری مادۀ 41و42 منشور سازمان ملل متحد و پذیرش برخی شروط نامعمول برای دفع مفسده؛
هـ) اصل «مصلحت» که در مقام عمل این است که با توجه به اوضاع و احوال اجتماعی و رعایت مصالح اسلام، یک حکم شرعی جایگزین حکم دیگر بشود و با اصل رضایت و اختیار مستنبط از مادۀ 4 منشور سازمان ملل متحد تطابق بالایی دارد؛
و) اصل لزوم در فقه با اصل مساوات و حاکمیت دولت‌ها در بند1 مادۀ 2 منشور سازمان ملل متحد منطبق است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of Dual (Jurisprudential and International Legal) Legitimacy of United Nations Peace Diplomacy Mechanisms

نویسندگان [English]

  • Mohammad Hakim 1
  • MohammadBagher Panahi 2
  • Mohammad Ali Alemi 2
1 Assistant Professor, Department of Jurisprudence and Foundations of Islamic Law, Faculty of Theology, Farabi Campus (University of Tehran), Qom, Iran
2 Master's student, Jurisprudence and Foundations of Islamic Law, Faculty of Theology, Farabi Campus (University of Tehran), Qom, Iran
چکیده [English]

The present research aims to explain the possibility of realizing "dual legitimacy" in
the peace diplomacy mechanisms of the United Nations — meaning the simultaneous legitimacy of peace diplomacy mechanisms from the perspective of both Islamic jurisprudence (fiqh) and international law, which enhances the effectiveness of these mechanisms in Islamic countries. The research analyzes peace diplomacy mechanisms within both the jurisprudential and international legal systems. By redefining the concept of legitimacy and offering a more comprehensive understanding than traditional legitimacy — through applying the principles and frameworks of the jurisprudential system and comparing them with the international legal system — it leads to the presentation of a
new legitimacy model titled the "Theory of Dual Legitimacy." This research adopts a "comparative-inferential content analysis" method to examine the relationship between the jurisprudential rules of peace and the principles and mechanisms of peace diplomacy
from the perspective of international law. First, using content analysis, foundational jurisprudential texts (including the Qur'an, Sunnah, consensus, and reason) and key international legal documents (such as the UN Charter, major treaties, and international judicial practice) are carefully examined to extract and explain the rules and principles related to the concept of peace separately. Subsequently, applying an inferential approach, the foundations, objectives, conditions, and obstacles of these rules in both legal systems are deeply inferred and analyzed. Finally, through comparative analysis, these rules and principles are compared within the framework of the "Theory of Dual Legitimacy," and their points of convergence and divergence are identified.
In seeking answers to its research questions, this study, through examining the theory of dual legitimacy in UN peace diplomacy, has reached the following important results:
- The theoretical framework of the concept of "dual legitimacy" emphasizes the acceptance and validity of peace diplomacy mechanisms in two completely distinct domains — jurisprudential and international legal — and consists of two essential components: first, international legal legitimacy based on the UN Charter, international treaties, and fundamental principles of human rights; and second, jurisprudential legitimacy based on religious principles, fatwas of jurists, and the objectives of Sharia (Maqāṣid al-Sharīʿa). It also requires adherence to conditions such as conceptual clarity, content compatibility, and the acceptance process.
- The points of intersection and convergence between the general principles and rules of Islamic jurisprudence and international law in the field of peace — which strengthen the theory of dual legitimacy — include: both systems emphasize the protection of life and human dignity, justice and fairness, and respect for religious beliefs and rights as core principles.
The principles and rules governing peace diplomacy mechanisms from the perspective of the jurisprudential system were explained, and the corresponding principles for each from the perspective of international law were subsequently explained and compared. While achieving the following results, which are briefly presented, the "Theory of Dual Legitimacy" was proven:

a) The objectives of Sharia in the three areas of "necessities" (ḍarūriyyāt), "needs" (ḥujjiyya), and "embellishments" (taḥsīniyyāt) are fully consistent with the objectives
of the main peace diplomacy mechanisms, namely "ending violence," "justice and accountability," and "protection of human rights."
b) The Qur'anic verses indicating peace provide a basis for the legitimacy of diplomatic relations, peace treaties, and international cooperation with non-belligerent non-Muslim states, which corresponds with the "principle of non-aggression" in Article 2(4) of the UN Charter.
c) The principle "al-ṣulḥ khayr" (peace is good), derived from the Qur'anic phrase "wa-l-ṣulḥu khayr" (and peace is better), through its conceptual generality and from a principles-of-jurisprudence (uṣūlī) perspective in interpreting "khayr" (good) as applying to "ṣulḥ" (peace), indicates its intrinsic desirability and demonstrates the preference of peace over conflict and hostility in any context that secures the interests of both parties. This also serves as a basis for inferring the preference of peace in political and international interactions. It has a very high degree of content compatibility with preventive diplomacy — which involves using diplomatic tools to prevent the formation of a dispute or its transformation into armed conflict — rooted in Chapter VI, Article 33 of the UN Charter.
d) The jurisprudential rules of "la ḍarar" (no harm) and "iḍṭirār" (necessity) align with coercive diplomacy under Articles 41 and 42 of the UN Charter and the acceptance of certain unusual conditions to avert corruption/mischief (mafsada).
e) The principle of "maṣlaḥa" (public interest), which in practice allows for the replacement of one Sharia ruling with another based on social circumstances and the protection of Islamic interests, has a high degree of compatibility with the principle of consent and will, derived from Article 4 of the UN Charter.
f) The principle of "luzūm" (obligatoriness/ necessity of fulfilling contracts) in jurisprudence corresponds with the principle of equality and sovereignty of states in Article 2(1) of the UN Charter.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Peace Diplomacy
  • Dual Legitimacy
  • United Nations
  • Primacy of Peace (Originality of Peace)
  • Fulfillment of Obligations (Pacta Sunt Servanda).  
قرآن کریم.
نهج‌البلاغه.
ابراهیم‌گل، ع.ر. (1387). تحولات حفظ صلح در سازمان ملل متحد: حفظ صلح، ایجاد صلح، تحکیم صلح. تحقیقات حقوقی، شماره 47، صص.225-257.
ابن‌اثیر، ع. (1965م). الکامل فی التاریخ. بیروت: دار صادر- دار بیروت.
ابن‌ادریس حلّی، م. (1410ق). السرائرالحاوی لتحریر الفتاوی. (ج.2). قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.
ابن‌منظور، م. (1408 ق). لسان العرب. (ج.7، 4). بیروت: دار احیاء التراث العربی.
ابن‌هشام، م. (بی‌تا). السیرة النبویة. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
اخوان کاظمی، ب. (۱۳۹۳). اصول و کارکردهای دیپلماسی عمومی در سیره نبوی(ص). سیاست اسلامی، 2(5)، صص.11-34.
اطهری، س.ا.؛ موسوی، م.ر.؛ بخشی تلیابی، ر. (1391). تهدیدات اخیر صلح و ابزارهای صلح‌سازی برای مقابله با تهدیدات. مطالعات سیاسی، 5(17)، صص.117-141.
افتخاری، ا.؛ محمدی سیرت، ح. (1392). صلح و سلم در قرآن کریم. مطالعات قرآن و حدیث، شماره 12، صص.53-78.
امینی‌نیا، ع. (1389). جایگاه حق بر صلح در منشور ملل متحد با نگاهی به عملکرد شورای امنیت. تحقیقات حقوق خصوصی و کیفری، شماره 13، صص.131-159.
انصاری، م. (1411ق). المکاسب المحرمة. (ج.2). قم: دار الفکر- کنگرۀ شیخ اعظم انصاری.
انصاری، م. (1415ق). القضاء والشهادات. قم: دار الفکر- کنگرۀ شیخ اعظم انصاری.
جوادی آملی، ع. (1379). ولایت فقیه. (چاپ دوم). قم: اسراء.
حرّعاملی، م. (1409ق). وسائل الشیعة. (ج.15، 23). قم: مؤسسه آل البیت:.
حسینی مراغی، س.م.ف. (1417ق). العناوین الفقهیة. (ج. 1-2). قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.
حضی‌نیا، ن. (1392). دیپلماسی صلح‌آمیز پیامبر اسلام(ص). حکومت اسلامی، شماره 2، صص.145-164.
حمزه، ح. (1402). سنجش همکاری دولت اسلامی با دولت متخاصم غیرمسلمان (در نظریه‌های اصالت جنگ و اصالت صلح). مطالعات فقه سیاست، شماره 5، صص.79-95.
خمینی، ر.ا. (1373). أنوار الهدایة. (ج.2). قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
راغب اصفهانی، م. (بی تا). مفردات القرآن. قم: مکتبة المرتضویه.
راوندی، ق. (1405ق). فقه القرآن. (ج.1). قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.
روحانی، م.ص. (1435ق). فقه الصادق. (ج.30). قم: آیین دانش.
سبحانی، ج. (1415ق). الرسائل الاربع. (ج. 3). قم: مؤسسه امام صادق(ع).
سلیمانی، م.؛ کارشناس، ع. (1398). مدل صلح در اندیشۀ دینی. پژوهش‌های سیاست اسلامی، 7(16)،
صص.294-329.
شاطبی، ا. (1415ق). الموافقات فی اصول الشریعة. (ج.2). ا. رمضان (محقق). بیروت: دار المعرفة.
شهید اوّل، م. (1980 م). القواعد والفوائد. (ج.1). ع. حکیم (محقق). نجف: منتدی النشر.
صاحب بن عباد، ا. (1414ق). المحیط فی اللغة. (ج.7). بیروت: عالم الکتاب.
طباطبایی، م.ح. (1374). تفسیر المیزان. (ج.5). م.ب. موسوی همدانی (مترجم). قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.
طوسی، م. (1407ق). الخلاف. (ج.3). قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.
غزالی، ا. (1417 ق). المستصفی من علم الاصول. بیروت: محمد عبدالسلام عبدالشاطی؛ دار الکتب العلمیة.
فیروزی، م. (1400). بررسی فقهی حق بر صلح با تأکید بر آیات قرآن کریم. فقه، 28(4)، صص.69-97.
قمی، ا. (1378). قوانین الاصول. (ج.2). ع. قزوینی (تحقیق و شرح). تهران: اسلامیه.
کاتوزیان، ن. (1386). اخلاق و حقوق. اخلاق در علوم و فناوری، شماره 2، صص.85-88.
کاشف الغطاء، م.ح. (1359ق). تحریر المجلة. (ج.1). نجف: المکتبة المرتضویة.
کلینی، م. (1407ق). الکافی. (ج.2، 5؛ چاپ چهارم). تهران: دار الکتب الاسلامیة.
کمالی‌زاده، م. (1395). آموزه‌های دیپلماسی اسلامی برای جهان عاری از خشونت. اندیشۀ سیاسی در اسلام، شماره 9، صص.87-113.
گروهی از نویسندگان (1426ق). فرهنگ فقه. (ج.8). س.م. هاشمی شاهرودی (زیر نظر). قم: مؤسسه دائرة‌المعارف فقه اسلامی.
مجلسی، م.ب. (1410 ق). بحار الأنوار. (ج.81). بیروت: مؤسسة الطبع والنشر.
محقق داماد، س.م.. (1406ق). قواعد فقه. (ج.4؛ چاپ دوازدهم). تهران: مرکز نشر علوم اسلامی.
مصباح یزدی، م.ت. (1388). اخلاق در قرآن. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
مصباح یزدی، م.ت. (1391). پرسش‌ها و پاسخ‌ها. (ج.1). قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
مغنیة، م.ج. (1421ق). فقه الإمام الصادق(ع). (ج.4؛ چاپ دوم). قم: انصاریان.
مورگنتاو، ه.ج. (1374). سیاست میان ملت‌ها: تلاش در راه قدرت و صلح. مترجم: ح. مشیرزاده. تهران: اداره نشر وزارت امور خارجه.
موسوی بجنوردی، س.ح. (1419ق). القواعد الفقهیة. (ج.1). قم: الهادی.
موسوی خلخالی، س.م. (1422ق). حاکمیت در اسلام یا ولایت فقیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
موسوی، ف.ا.؛ امین‌زاده، ا. (1375). مبانی اساسی منشور سازمان ملل متحد در مورد ایجاد و حفظ صلح. دیدگاه‌های حقوق قضایی، شماره 4، صص.205-221.
نجفی، م.ح. (1415ق). جواهر الکلام. (ج.23). مشهد: مؤسسه صاحب الزمان(عج).
نوروزی، م.؛ جزایری، س.ح.؛ رجبی، ح. (1400). بررسی اصل اولی صلح یا جهاد در اندیشۀ امامیه و اهل سنّت. پژوهشنامه مذاهب اسلامی، 8(15)، صص.29-56.
ورعی، س.ج. (1389). اصالت صلح در روابط بین‌الملل. حکومت اسلامی، 3(57)، صص.63-78.