پایه‌های مشروعیت حکومت اسلامی (با تأکید بر آرای آیت‌الله خامنه‌ای)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

چکیده

لحاظ جمهوریت و اسلامیت به‏عنوان دو پایۀ مشروعیت و تلقی نقش همسان یا پلکانی برای اقبال عمومی، نظریۀ مشروعیت مجموعی (دوگانه) را با ابهام‏هایی روبه‏رو کرده است. نوشتار حاضر ضمن توجه به این نظریه در سه مرحلۀ تعریف، توجیه و پیامدها، کوشیده است با موشکافی، دقت و ارائۀ دیدگاهی خاص، ابهام‏های پیش رو را در هر یک از مراحل تبیین و حل کند. بر اساس مبانی کلامی، قدر متیقن نظریه‌های سه‌گانه درحوزۀ مشروعیت (انتصاب، انتخاب و دوگانه) آن است که حاکم در صورتی حق حاکمیت دارد که شرایط شرعی را داشته باشد، ولی اینکه افزون بر آن، لازم باشد شرط دیگری مانند اقبال عمومی را داشته باشد یا نه، محل اختلاف است. سبب این اختلاف، عدم تفکیک میان دو مقام حق حاکمیت و تشکیل (تصدی) حکومت است. بر اساس هیچ‌یک از دیدگاه‏های سه‏گانه، معصوم و غیرمعصوم مجاز نیستند حکومتی را با زور برپا کنند؛ یعنی برای تشکیل حکومت، رضایت عمومی و اقبال مردمی شرط است، ولی در مرحله حق حاکمیت، همان‏گونه‏که معصومان ـ چه مردم اقبال کنند یا نکنند ـ از اذن الهی برخوردارند، فقها نیز مجازند و حق حاکمیت دارند؛ حتی اگر بپذیریم حاکم در زمان غیبت معصوم، معیّن نیست و مردم در تعیین آن نقش دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Foundations of Legitimacy of the Islamic Governmnet (with a Focus on Ayatollah Khamenei’s Opinions)

نویسنده [English]

  • Ghasem Tarkhan
Assistant Professor, Islamic Culture and Thought Research Center
چکیده [English]

Considering republicanism and Islamism as the two foundations of legitimacy and considering a similar or staircase role for public acceptance, has led the theory of combined (dual) legitimacy to face ambiguities. By referring to this theory in the three phases of definition, justification and consequences and by scrutiny, attention and presenting a special approach, the current article tries to resolve the ambiguities. According to the theological principles, all three theories on legitimacy (selection, appointment and dual) agree that the ruler would have the right to govern only if he would have the religious legal conditions. However, there is no agreement on whether he would also need to have another precondition, such as public acceptance. The cause of this dispute is the lack of differentiation between the two positions of the right to govern and the establishment (tenure) of the government. None of the three theories believe that the “innocents” (Imams) or “non-innocents” are authorized to establish a government by force, i.e. to establish a government, public consent or public acceptance is a precondition. However, regarding the right to govern, just as the innocents enjoy the divine permission (regardless of the public acceptance), the Faghihs are also authorized and have the right to govern; even if we admit that at the time of the absence of the innocent, the ruler is not specified and people have a role in selecting the ruler.

کلیدواژه‌ها [English]

  • legitimacy
  • Religious Democracy
  • Islamism of the Government
  • Divine Unity