ارزیابی مناسبات کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس با اسرائیل برسیاست‌های منطقه‌ای ایران (پیش و پس از ۷ اکتبر ۲۰2۳)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران.

2 گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، واحد شهرضا، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرضا، ایران

3 گروه معارف اسلامی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف‌آباد، ایران

10.22081/psq.2026.73417.3073

چکیده

مناسبات کشورهای عربی خلیج فارس با اسرائیل چگونه سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را در سه مقطع زمانیِ پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، پس از آن و پس از جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵میلادی تحت تأثیر قرار داده است؟ چارچوب نظری این پژوهش بر نظریۀ موازنه تهدید استفن والت مبتنی است و فرضیۀ اصلی بر این مبناست که رفتار و جهت‌گیری کشورهای عربی دربارۀ اسرائیل، تابع میزان تهدید ادراک‌شده از سوی ایران - بر پایۀ چهار مؤلفه توانمندی‌های کلی، مجاورت جغرافیایی، قابلیت‌های تهاجمی و نیات تهاجمی- است و این تغییر در ادراک تهدید، به‌ طور مستقیم راهبردهای منطقه‌ای ایران را شکل می‌دهد. روش پژوهش کیفی و مقایسه‌ای است و داده‌ها از طریق منابع کتابخانه‌ای، اسناد رسمی و گزارش‌های معتبر گردآوری شده‌اند. سپس با بهره‌گیری از تحلیل محتوای کیفی بر اساس شاخص‌های نظریۀ موازنه تهدید تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که پیش از ۷ اکتبر، افزایش همگرایی امنیتی میان چند کشور عربی و اسرائیل بیشتر ناشی از بالا‌بودن ادراک تهدید نسبت به ایران بوده و به تقویت وزن جمعی این ائتلاف و ارتقای قابلیت‌های تهاجمی آن منجر شده است. پس از ۷ اکتبر به ‌دلیل تغییر در برداشت از نیات و هزینه‌های درگیری، برخی دولت‌های عربی به سمت تنش‌زدایی با ایران و کندسازی روند عادی‌سازی با اسرائیل متمایل شدند؛ در‌حالی‌که برخی دیگر همکاری محتاطانه با تل‌آویو را ادامه دادند. در دورۀ پس از جنگ دوازده روزه نیز، به‌رغم نگرانی از توان تهاجمی ایران، کشورهای عربی به‌ طور کلی از موازنه‌سازی سخت در برابر تهران پرهیز کرده، ترجیح داده‌اند موقعیت خود را از طریق احتیاط و مدیریت تهدید حفظ کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Assessment of Relations between Arab Countries of the Persian Gulf Region and Israel on Iran's Regional Policies (Before and After October 7, 2023)

نویسندگان [English]

  • Mohammad Sadegh Farhadi 1
  • Nafiseh Vaez Shahrestani 2
  • Seyyed Mohammad Ali Shariati 3
1 Department of Political Science and International Relations, Shah.C., Islamic Azad University, Shahreza, Iran
2 Department of Political Science and International Relations, Shah.C., Islamic Azad University, Shahreza, Iran
3 Department of Islamic Studies, Na.C., Islamic Azad University, Najafabad, Iran.
چکیده [English]

How have the relations of the Arab countries of the Persian Gulf with Israel influenced the regional policy of the Islamic Republic of Iran in three time periods: before October 7, 2023, after that date, and after the 12-day war of 2025? The theoretical framework of this research is based on Stephen Walt's balance of threat theory, and the main hypothesis is that the behavior and orientation of Arab countries towards Israel are a function of
the perceived threat from Iran—based on four components: aggregate power, geographic proximity, offensive capabilities, and aggressive intentions—and this change in threat perception directly shapes Iran's regional strategies. The research method is qualitative and comparative, and data have been collected through library sources, official documents, and reliable reports. They have then been analyzed using qualitative content analysis based on the indicators of balance of threat theory. The findings show that before October 7, the increased security convergence between several Arab countries and Israel was largely due to the high perception of threat from Iran and led to the strengthening of the collective weight of this coalition and the enhancement of its offensive capabilities. After October 7, due to changes in the perception of intentions and the costs of conflict, some Arab governments leaned towards de-escalation with Iran and slowing down the normalization process with Israel; while others continued cautious cooperation with Tel Aviv. In the period after the 12-day war, despite concerns about Iran's offensive capabilities, Arab countries have generally avoided hard balancing against Tehran, preferring to maintain their position through caution and threat management.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Foreign Relations
  • Foreign Policy
  • Iran
  • Arab Countries
  • Persian Gulf
  • War
  • Israel
  • International Relations
ارغوانی‌پیرسلامی، ف. (۱۴۰۱). اعراب و انتخاب در شرایط موازنه تهدید؛ تهدیدانگاری ایران و عادی‌سازی روابط با اسرائیل. روابط خارجی، 14(4)، ص.۱-۳۶.
امیدی قلعه‌محمدی، ز. (۱۳۹۸). تحلیل اقدامات امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی. در: دومین کنفرانس بین‌المللی و سومین کنفرانس ملی حقوق و علوم سیاسی. تهران: دانشگاه علمی کاربردی و سایر نهادها (۲)، ص.۱-۲۰.
برزگر، ک. (1398) سیاست منطقه‌ای ایران در بستر زمان. تهران: مرکز مطالعات پژوهشکدۀ علمی و مطالعات استراتژیک.
ثانی‌آبادی، ا. (۱۳۹۸). موازنه تهدید و اتحاد اعراب و اسرائیل در برابر محور مقاومت. مطالعات خاورمیانه، 26(3)، ص.۱۱۳-۱۳۴.
جوادی ارجمند، م.ج. (1402). جهت‌گیری‌ها و فعالیت‌های روسیه، ایران و عربستان در جنگ یمن. مطالعات اوراسیای مرکزی، 16(2).
ذاکریان، م. و همکاران (۱۳۹۸). تأثیر پروژۀ ایران‌هراسی در راهبرد منطقه‌ای جدید اسرائیل. مطالعات بین‌المللی، 16(4).
عراقی، ع. (۱۴۰۳). تبیین تهدیدات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران متأثر از عادی‌سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی. مطالعات بین‌رشته‌ای دانش راهبردی، 14(56)، ص.۳۷-۶۱.
کمالی، م.ر. (۱۴۰۰). روابط سیاسی رژیم صهیونیستی و کشورهای حوزۀ خلیج فارس و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران. مطالعات دفاع مقدس، ۷(۲۸)، ص.۱۵۵-۱۷۸.
متقی، ا.؛ ادهمیان، ف. (1398). راهبرد دفاعی و سیاست تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران. نامه دفاع، 7(2).
محمدی‌منفرد، م. ح. (1402). بررسی نتایج عملیات طوفان‌الاقصی براساس دکترین نظامی رژیم صهیونیستی. محیط‌شناسی راهبردی جمهوری اسلامی ایران، 7(3)، صص.173-201.
معصوم‌زاده، ر.‌ا. (۱۴۰۲). بررسی رفتار کشورهای عربی منطقه غرب آسیا با رژیم صهیونیستی. محیط‌شناسی راهبردی جمهوری اسلامی ایران، 7(2)، ص.۱۴۳-۱۷۲.
منقاری‌آقاجانی، پ. (1401). پیمان ابراهیم؛ کنش فعال ایران در غرب آسیا و مداخله فرامنطقه‌ای ایالات متحده. علوم سیاسی، 25(99)، صص.65-90.
نصر اصفهانی، م. (۱۴۰۱). بررسی عادی‌سازی روابط اعراب و رژیم اشغالگر فلسطین و پیامدهای آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران. مطالعات بیداری اسلامی، 11(3)، ص.۸۵-۱۰۸.